20:35:52 - شنبه 21 ژانویه 2017
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
وقتی بی تدبیری قلب جامعه را نشانه می رود/میترا مرادی
متاسفانه هر از گاهی جامعه دچار التهاب و بستر رویدادهایی طبیعی و غیرطبیعی می‌شود و همه را در بهت و شوک فرو می برد.تنها کاری که از ما بعنوان هم نوع، هم وطن و هم شهری برمی آید فقط احساس تالم و همدردی است و بعد از چند روز از سرگیری فعالیت های روزانه و روتین زندگی.

متاسفانه هر از گاهی جامعه دچار التهاب و بستر رویدادهایی طبیعی و غیرطبیعی می‌شود و همه را در بهت و شوک فرو می برد.تنها کاری که از ما بعنوان هم نوع، هم وطن و هم شهری برمی آید فقط احساس تالم و همدردی است و بعد از چند روز از سرگیری فعالیت های روزانه و روتین زندگی.

اما، هیچ گاه درس نمی گیرم، تجهیز نمی شویم،به فکر روز مبادا نیستیم و تا اتفاقی نیفتد فکر چاره نیستیم.
ساختمان معروف پلاسکو تهران که می گویند زمانی بلندترین ساختمان خاورمیانه بود اکنون بعد از ۵۳سال نیست و نابود شده و جز تلی از آهن و آجر پوسیده و دود آتش شمایل دیگری برایش باقی نمانده است.همه چیز در عرض دقایقی فرو ریخت گوشه ای از تاریخ تهران مدفون شد. جان شهروندان و آتش نشانان فداکارمان گرفته شد سرمایه های انسانی، اجتماعی و اقتصادی مان فدا شد.و این یعنی فاجعه ی ملی!
واقعا چرا؟!
به کجا می رویم؟ چرا علاج واقعه قبل از وقوع نمی شود؟! چرا تک تک آحاد جامعه بعنوان “شهروند مسئول ” در جایگاه خود عمل نمی کنند؟ و اگر عده ای نمی خواهند به قانون تمکین کنند چرا مجری قانون سفت و سخت در مقابل آنان نمی ایستد.
قانون پایه اولیه تمدن در جوامع بشری است و وضع آن یعنی تلاش برای ایجاد مدنیت در بستر جامعه، قانون تنها راه تسهیل گری در جامعه است که افراد را وادار به رعایت هنجارها می کند تا نه آسیبی به خود بزنند و نه باعث آسیب به دیگران شوند.
با نهایت تاسف باید گفت که قبح قانون گریزی و عبور از آن دیگر عملی مذموم نیست.
اگر نخواهیم مجریان قانون را متهم کنیم که گاه راحت از کنار ناهنجاری ها به دیده اغماض می گذرند، بعضی از شهروندان نیز تحلیل های خاص خود را برای دور زدن قانون داشته و مشکلات خود را بر اعمال قانون رجحان می دارند.
بدیهی ست که ضعف و عدم بازنگری به قانون مردم را ناخواسته به تخطی از آن وادار می کند و زمینه را برای هر گونه عمل خلاف اصول فراهم می کند.
در همین حادثه تخریب ساختمان پلاسکوی تهران تنها یک پنجم کسبه بیمه بوده اند، فرسودگی ساختمان و علل دیگر بارها و بارها تذکر داده شد اما متاسفانه گوش شنوایی نبود و مسئولین هم فقط به تذکر اکتفا کردند.
به راستی چرا؟! و چگونه است که وقتی دستفروشان بساط می گسترانند در عرض چند دقیقه بساط شان جمع و دستفروش کتک هم می خورد اما با تجار و ملاکین ابر ساختمان های تجاری برخوردی نمی شود؟! چون دستفروش نمیتواند برای معبری که اشغال کرده مالیات بدهد؟! چون مقابل ساختمان ها و برج های شیک سدمعبر می کند؟!
چه خوب است که مسئولین ناکارامد که حتی از تجهیز آتش نشانی عاجز هستند بروند و دل مردم را بیش از این نیازارند!

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب